جار ی نشو از چشمام

خارج نشو از خیالم

فرار نکن از دستانم

رفتن برای تو نیست

 

 

نبار مثل بارون

نرو مثل یتیم

مثل داغ کردن حسرت

نرو

 

قلبها دوباره شکسته  و محزون میشه

عشق دوبار ه با درد تموم میشه

 

سکوت کرده در خاطرات

در فرداهای پر درد

در کوچه های بن بست

ماندن برای من نیست

 

 

بشکن این عنادت را

قسمت خداوند را

تغییر دادن برای ما نیست